لطفا کمی از خودتان گفته و درباره نقشتان در انجمن ادبی کانون البرز توضیح دهید؟
دنیا اسکندرزاده هستم.
بیست ساله.
در حال حاضر دانشجوی مهندسی فناوری اطلاعات و فعال در زمینه نویسندگی و اجرا
از دوران نوجوانی توسط خانم میرزاپور عزیز به انجمن ادبی استان البرز دعوت شدم و تا حال در خدمت کانون هستم
در شرایط فعلی هر چقدر که درس و دانشگاه اجازه بدهد، در فعالیتها و مسابقات شرکت دارم. البته عمدۀ فعالیتم به صورت مجازی بوده است.
چطور شد که انجمن ادبی کانون البرز تصمیم گرفت در جشنوارههای ادبی شرکت کنید و چه انتظاراتی از این حضورها داشتید؟
آشنایی و ارتباط من با انجمن از طریق خانم میرزاپور بود و البته هنوز هم هست. بعد از شرکت در اولین دورۀ مسابقات، به صورت مداوم از طرف ایشان برای حضور در جشنواره ها، نشستهای مجازی و حضوری دعوت شدم. اگرچه بعضی از نشستها را غالباً به دلیل تداخل با کلاسهای دانشگاه از دست دادم اما چکیدۀ این نشستها در گروه راهگشا بودند و هستند. انجمن ادبی کانون البرز یکی از فعال ترینهای این عرصه است و به خوبی برای هدایت دوستان مستعد برنامه ریزی می کند.
تنها انتظار من هماهنگ کردن ساعتهای دوره ها با ساعات فراغت دانش آموزان یا دانشجوهاست تا آنها هم بتوانند به صورت مستمر از آموزشها استفاده کنند.
آیا ایده یا اثری که به جشنوارهها میفرستید، به صورت گروهی در انجمن شکل میگیرد یا بیشتر یک ایده فردی بود که با حمایت انجمن به ثمر نشسته است؟
بیشتر کارهای من ایده های فردی است. معمولاً بعد از انتخاب سوژه، مدتها فکر می کنم و می نویسم و در مرحلۀ نهایی، از خانواده و اساتید راهنمایی می گیرم.
برای آمادهسازی اثر ادبی، از چه منابعی الهام میگیرید؟ (مثلاً زندگینامه بزرگان، داستانهای تاریخی یا ...)
من از هر منبعی الهام می گیرم. این منبع می تواند جدا شدن یک برگ از درخت باشد یا مطالعۀ یک کتاب چهارصد صفحه ای. برای موضاعات دینی و تاریخی، حتماً از منابع معتبر استفاده می کنم..
چه احساسی دارید وقتی خبر برگزیده شدن با عدم موفقیت در یک جشنواره را میشنوید؟
مسلماً هر انسانی از شنیدن خبر موفقیتش خوشحال می شود. من فعالیت ادبی ام را از نوجوانی آغاز کردم و از اینکه با افراد باتجربه رقابت می کردم، خیلی حس خوبی داشتم. خود این رقابت برای من پیروزی بود اما شیرینی برنده شدن چیز دیگری است. از برگزیده نشدن در مسابقات ناراحت می شوم اما ناامید نه و دوباره با انرژی بیشتری به میدان برمی گردم.
به نظر شما چه عواملی باعث میشود تا یک اثر ادبی در میان این همه شرکتکننده، مورد توجه داوران قرار بگیرد؟
من در دوره هایی که شرکت داشتم، یاد گرفتم بیشتر روی سوژۀ تازه و بکر تمرکز کنم. یکی از اساتیدم همیشه توصیه می کرد که سعی کن چیزی را ببینی که دیگران نمی بینند. از چیزی ننویس که دیگران بارها آنرا نوشته اند. به نظر من سوژه ها این روزها حرف اول را می زنند اما نثر قوی هم مسلماً مهم است..
چند مورد مهم از موفقیتهای ادبیتان را بیان کرده و بفرمایید؟ این پیروزیها چه انگیزهای برای شما و دیگر اعضای انجمن ایجاد کرده است؟ آیا برنامهای برای شرکت در جشنوارههای مشابه دارید؟
من برگزیده و نامزد چندین دوره در جشنواره های خاتم، قرآن و عترت، یوسف، رضوی، علمدار، ایثار، ققنوس، رهاورد سرزمین نور، بچه های مقاومت، نذر قلم و ... بودم. وقتی در جشنواره ای برگزیده می شوم، می فهمم که در این زمینه حرفی برای گفتن دارم و راه را درست آمده ام. پس با انگیزه و تلاش بیشتری ادامه می دهم. دوستان دیگر هم با دیدن موفقیت یکی از جنس خودشان، امید و روحیه می گیرند و بر تلاش خود می افزایند.
به عنوان یک عضو ارشد در انجمن ادبی، چه توصیهای برای نوجوانانی دارید که به نویسندگی و ادبیات علاقه دارند اما نمیدانند از کجا شروع کنند؟
چه خوبست که علاقمندان نوشتن، کار را از کارگاه های ادبی کانون مثل نوشتن خلاق، کارگاه داستان نویسی و شعرسرایی شروع کنند؛ و مخصوصا کارگاه بازنویسی بازآفرینی متون کهن را به همۀ علاقمندان توصیه می کنم.
شاید کلاسها و دورههای زیادی با عناوین مختلف در شهرها باشد اما حضور در کارگاههای عملی یا مجازی کانون پرورش فکری و انجمنهای ادبی آن که همگی پیشکسوتان آموزش ادبیات کودک و نوجوان هستند و از نویسندگان و پیشکسوتان باتجربه نیز برای آموزشها استفاده می کنند، بهترین باشد.
نوجوانان نوقلم می توانند با بهره گیری از امکانات کانونهای نزدیک محل سکونت خود، به خوبی پیشرفت کنند و وقتشان را در بیراههها هدر ندهند.
جشنوارههای ادبی چه جایگاهی در ادبیات کودک و نوجوان ایران دارد و راهیابی به این جشنواره چقدر برای شما و کانون پرورش فکری البرز اهمیت دارد؟
برای ما جوانها و نوجوانها، دیده شدن در عرصۀ ادبیات تنها از این طریق امکان دارد. برگزیدگان جشنواره ها، دیده می شوند، گلچین می شوند و تحت حمایت و آموزش قرار می گیرند.
کانون پرورش فکری همواره راهبر و حامی من در این زمینه بوده. برای من شرکت در جشنواره های ادبی مهم است اما اولویت اولم دانشگاه و آیندۀ شغلی ام است. چون متأسفانه نویسندگی را نمی توان به عنوان شغل درآمدزا انتخاب کرد.
لطفاً در مورد چالشهایی که در طول فرآیند خلق و آمادهسازی اثر با آن روبهرو بودید، صحبت کنید؟
بزرگترین چالش من، پیدا کردن ایدۀ مناسب است. بعد از پیدا کردن ایده، معمولاً بقیۀ مراحل برایم به سادگی پیش می روند؛ البته گاهی تداخل زمانی با امتحانات مشکل ساز می شود.
به دیگر زمینههای فعالیت به جز بخش ادبی اشاره فرمایید؟
علاوه بر نویسندگی، کار اجرا هم می کنم. مدتی در شبکۀ پویا و خبر نوجوان رادیو فرهنگ کار کردم و برای شهرداری هم ویدئو کلیپهای آموزشی تهیه می کردم. هم اکنون از طرف سازمان حمل و نقل و ترافیک تهران پیشنهاد کار آموزشی دریافت کرده ام که در حال آماده سازی آن هستم.
حرف آخر
به نظر من ادبیات یک کشور، آیینۀ ادب مردم آن کشور است. کشور ما در دنیا به ادبیات غنی خود مشهور است و من آرزو دارم بتوانم با قلمم و تفکرم گامی برای تعالی ادبیات کشورم بردارم.
ضمن قدردانی از دنیا اسکندر زاده، برای حضور در این گفت و گو از مهتاب میرزاپور، کارشناس ادبی کانون البرز برای هماهنگی این مصاحبه تشکر کرده و برای تمامی اعضا و فعالان انجمن ادبی کانون البرز، آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون داریم.