به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون استان اردبیل، این عضو فعال مرکز شماره 3 کانون اردبیل که در فعالیتهای ادبی و در شعرسرایی نیز توانسته است موفقیتهایی را کسب کند، از سال ۹۶ عضو کانون است، قصهگویی را از اجراهای کانون آموخته و با تلاش مربیان و خانوادهاش این مسیر را ادامه داده است. در گفتوگوی پیشرو، او از تجربیات، انگیزهها و برنامههای آیندهاش میگوید:
لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید چگونه به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیوستید؟
محنا مصدق هستم، ۱۴ ساله از استان اردبیل. از سال ۱۳۹۶ عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم.
از چه زمانی به قصهگویی علاقهمند شدید؟ این علاقه از کجا شکل گرفت؟
زمانی که اجرای قصههای مختلف را در کانون دیدم، به قصه و قصهگویی علاقهمند شدم. با راهنمایی و حمایت مربی عزیزم، خانم سارا وطنخواه تصمیم گرفتم در جشنواره قصهگویی شرکت کنم. او با معرفی جشنواره و ارائه نکات ارزشمند، کمک زیادی به من کرد.
اولین تجربه شما در قصهگویی چگونه بود؟ آیا خاطرهای خاص از آن دارید؟
اولین تجربه من از قصهگویی در سال ۱۴۰۱ بود. آن زمان شور و شوق زیادی برای اجرای قصه داشتم و خاطرهای بهیادماندنی برایم رقم خورد. قصهگویی دنیای جذابی برای من است
در بیست و ششمین جشنواره قصهگویی چه قصهای را ارائه دادید و چه چیزی باعث شد برگزیده شوید؟
در بیست و ششمین جشنواره بینالمللی قصهگویی، در بخش قصههای دینی شرکت کردم و قصهای با عنوان «خوشبختترین موریانه دنیا» روایت کردم.
به نظر من، مهمترین عامل موفقیتم تلاش مستمر، حمایت پدر و مادرم و راهنماییهای مربیان پرتلاش کانون بود.
به نظر شما یک قصهگوی موفق چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
یک قصهگو باید تمرین مداوم داشته باشد، هدف اجرای خود را مشخص کند و برای آن تلاش کند. همچنین، شناخت مخاطب و نحوه ارتباط با او بسیار مهم است.
موفقیت در جشنواره چه تأثیری روی شما گذاشت؟ آیا این تجربه مسیر فعالیتهای آینده شما را تغییر داد؟
بله، قطعاً. این موفقیت باعث شد با انگیزه بیشتری در این مسیر حرکت کنم و اهداف مشخصتری برای آینده داشته باشم.
ایدههای قصهها را از کجا میگیرید؟ چه چیزی الهامبخش شماست؟
وقتی قصهای را برای روایت انتخاب میکنم، آن را مثل یک فیلم در ذهنم مرور میکنم. سپس سعی میکنم با استفاده از زبان بدن و نوع روایت مناسب، ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کنم. همچنین، تماشای اجراهای قصهگویی و شنیدن قصههای مختلف به من ایدههای جدیدی میدهد.
وقتی قصهای را تعریف میکنید، چگونه احساسات خود را به مخاطب منتقل میکنید؟
در هر قصهای بخشهایی وجود دارد که مخاطب بیشتر با آنها همذاتپنداری میکند. تلاش میکنم با بیان مناسب، تغییر لحن و زبان بدن، احساسات شخصیتهای قصه را به خوبی منتقل کنم.
چه توصیهای برای کودکان و نوجوانانی دارید که به قصهگویی دارند؟
راه زیادی برای کسب تجربه پیش رو دارم و هنوز در جایگاهی نیستم که توصیهای کنم؛ اما شنیدن و خواندن قصه و تمرین مداوم برای من بسیار مفید بوده است. به نظرم یک قصهگو با تمرین مداوم و اجرای قصه برای مربیان، میتواند پیشرفت کند.
برنامهها و آرزوهای آینده شما چیست؟ قصد دارید در این مسیر چگونه پیش بروید؟
جشنواره قصهگویی فرصت بسیار خوبی برای اجرای قصهگویان فراهم میکند. قصد دارم در هر فرصتی اجرای خود را ارتقا دهم، با مربیانم تمرین کنم و در هر موقعیت مناسبی قصه بگویم.
آیا در حال حاضر روی پروژه خاصی کار میکنید که دوست داشته باشید دربارهاش صحبت کنید؟
در حال حاضر، روی بهبود زبان بدن و انتخاب قصههای مناسب تمرکز دارم. معتقدم که این دو عامل برای اجرای یک قصه موفق بسیار مهم هستند.
قصهگویی، دریچهای به دنیای خلاقیت و تخیل
محنا مصدق نمونهای از نوجوانان بااستعدادی است که با علاقه و پشتکار، مسیر خود را در دنیای قصهگویی پیدا کردهاند. موفقیت او نشان میدهد که با تمرین، حمایت مربیان و خانواده، میتوان در این حوزه پیشرفت کرد.
قصهگویی نهتنها مهارتی هنری، بلکه راهی برای تقویت ارتباطات، تخیل و اعتمادبهنفس است که میتواند آیندهای روشن برای علاقهمندان رقم بزند.